دو خورشيد سر زد ز يك آسمان به يك شب ولي با مرور زمان
يكي در حجاز و يكي در خمين يكي مادر و ديگري نور عين
پسر را بود نام روح خدا ولي مادرش هست خيرالنساء
دو مولود ياس و گل ارغوان مبارك به مهدي صاحب زمان (عج الله)
میلاد دخت نبی اکرم صلی الله حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بر همه دوستان مخصوصا بانوان و مادران عزیز و مهربان، و به طور خیلی خیلی ویژه بر مادر عزیزم مبارک

و حالا چند حدیث زیبا در وصف فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها تقدیم می کنم:
قال رسول اللَّه صلی الله : «یا فاطِمَةُ اِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَغْضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرْضَى لِرِضاكِ». رسول خد(ص) فرمود: «اى فاطمه! به راستى خداوند بزرگ خشمگین مىشود بهخشم تو وراضى مىشود به رضایتتو».
قال رسول اللَّه صلی الله: «یاسَلْمانُ حُبُّ فاطِمَةَ یَنْفَعُ فى مِائَةٍ مِنَ الْمَواطِنِ أَیْسَرُ تِلْكَ الْمَواطِنِ، الْمَوْتُ». رسول خدا صلی الله فرمود: «اى سلمان! دوستى فاطمه در صد جاى سود دارد كه كمترین آنها، هنگام مرگ است»
قال الصادق علیه السلام : «اِنَّماسُمِّیَتْ فاطِمَةُ لاَنّالْخَلْقَ فُطِمُوا مِنْ مَعْرِفَتِه». امام ششم علیه السلام فرمود: «همانافاطمه، فاطمه نامیده شد، زیرا مردم از شناخت او دورند»
فرصت دارید، ادامه مطلب را هم ببینید و بخوانید. شعر زیباییست در وصف حضرت سلام الله علیها
سلام باباعطا
سلام عمواکبر
ارديبهشت امسال هم قسمت شد رفتم بازي دراز، سرپل ذهاب، قصرشيرين، تنگه مرصاد و پادگان ابوذر؛


مثل پارسال، لیلا هم باهام بود. همون رفیقم که باباش بازی دراز شهید شده بود و خودش ۱۲ روز بعد از شهادت باباش، دنیا اومده بود. صبح جمعه بعد از یک ساعت کوهپیمایی وقتی رسیدیم بالای قله ی ۱۱۰۰ گچی، چشممون افتاد به قله ای که مقداری اونطرف تر از ما بود و بابای لیلا، اونجا شهید شده بود و چون اون منطقه، دست دشمن افتاده بود، پیکر مطهرش یکسال همونجا باقی مونده بود. بعد که اون منطقه به دست ما افتاد، در یکسالگی لیلا، پیکر باباش رو برگردوندند.

لیلا با یه حسرتی در حالی که به اون قله نگاه می کرد، گفت: "کاش میشد میرفتیم اونجا! بعدش هم مثل پارسال گفت: همیشه فکر می کردم اگر یه روز بیام اینجا، خیلی منقلب بشم و تحملش برام خیلی سخت باشه، ولی این دو سالی که اومدم اینجا، تصورم اشتباه از آب دراومد." ![]()
آخه میدونی چیه باباعطا؟ لیلا هم یه کم مثل من، بی احساس تشریف داره!!!!!! من هم که حدود ۱۴ سال پیش قسمت شد یه سر تا هورالعظیم و نزدیکای جزایر مجنون اومدم، همینجوری بودم! انگار نه انگار که نزدیک مقتل بابام شدم!!!! البته این رو هم بگم ها؛ خیلی خیلی دوست داشتم یکی از دوستات اونجا بودند و بهم می گفتند دقیقا کجاهای اون منطقه عملیات خیبر بوده .... بگذریم
سفر امسال هم دقیقا همون جاهایی رفتیم که پارسال بردنمون. با آدمهای مختلف در جاهای مختلف مواجه شدیم از جمله؛ در حیاط حرم احمدبن اسحاق در سرپل ذهاب بودیم و داشتیم در قسمت مزار شهدا، با لیلا قدم می زدیم که دیدیم خانواده ای بر سر مزار شهیدشون نشسته اند. کنجکاوی مون گل کرد و رفتیم جلوتر:
شهید غلامحسین نظری محل و نحوه شهادت: در حین پاکسازی مین؛ منطقه مریوان ؛ ۷/۶/۹۰ ؛ یعنی هنوز یکسال هم از شهادتش نگذشته بود. رفتیم نشستیم کنار همسر و دو دختر شهید و بعد از خوندن فاتحه، باهاشون کلی گپ زدیم. اونها هم با خوشرویی زیاد با ما رفتار کردند و یک عکس یادگاری هم با هم انداختیم. همسر شهیدنظری میگفت: "ایشون آرزوی شهادت داشت و بالاخره هم به آرزوش رسید و چون خودش این راه رو انتخاب کرد و علاقه داشت، خدا را شکر می کنم که به خواسته اش رسید ما هم همه تلاش خودمان را می کنیم که ادامه دهنده راه همه شهدا باشیم".

برام خیلی جالب بود باباعطا! توی این عصر و زمان، داشتن چنین روحیه ی صبر و استقامتی، ساده نیست بالاخره زمان شهادت شما و عمواکبر و سایر رفقا، مسأله شهید و شهادت، قابل هضم تر از امروز بوده. خدا به این خانواده صبر و أجر فراوان عنایت کند انشاءالله.
یه اتفاق جالب دیگه که افتاد این بود که بالای قله ی بازی دراز که رسیدیم، اعلام شد یک هلی کوپتر یا همون بالگرد خودمون، الان میاد و مزار شهدای گمنامی که سال گذشته بالای این ارتفاع دفن شدند، گلباران می کند اما چشمتون روز بد نبینه که اونقدر این هلیکوپتر به زمین نزدیک شد که به جای گلباران، خاکباران شدیم. گرد و خاک بود که به هوا بلند شد و ما هم حسابی خاکی شدیم!!!
باباعطا! عمواکبر!
نمی دونم امسال توی این سفر چقدر حواستون بهم بود؟ آخه سفر امسال یه تفاوت خیلی خیلی خیلی مهم با دو تا سفر قبلی داشت و لذا برای من، خیلی خیلی ارزشمند و مغتنم بود. تفاوت این سفر با سفرهای قبلی به غرب و حتی جنوب، این بود که..................
ادامه دارد...............
در ارتفاعات بازی دراز، نایب الزیاره همه دوستان بودم
از همه دوستاني كه فرصت نكردم جهت عرض ادب، به وبلاگشان سر بزنم و پاسخ محبتشان را بدهم، عذرخواهي كرده و در اولين فرصت اين قصور را جبران خواهم كرد.
به دلیل فرارسیدن سالروز شهادت استاد شهید مطهری، لازم دیدم گزارش سفر به جبهه های غرب را به فرصت دیگری موکول کنم و اندکی درباره شهیدی بنویسم که در دوران دفاع مقدس در جبهه های نبرد حق علیه باطل، ضرورت مطالعه آثار استاد مطهری را به همرزمانش گوشزد می کرد.

چهار سال پيش، دفتر ما با همكاري دانشگاه امام صادق عليه السلام، طرحي به اجرا درآوردند با هدف تربيت مربيان مسلط به آثار استاد شهيد مطهري. آقاي دكتر هاشمي گلپايگاني، كه پايه گذار طرح انديشه مطهر در دانشگاه امام صادق عليه السلام هستند، جزوه اي با عنوان "چرايي و چيستي طرح مطالعاتي آثار شهيد مطهري" تهيه كردند كه مطالعه آن براي مربيان، الزامي بود. مدتي بعد، آن جزوه تبديل به كتاب گرديد و تا امروز در اختيار علاقه مندان به مطالعه آثار استادشهيد مطهري، قرارگرفته و مي گيرد. در همان روزهاي اول چاپ كتاب "بينش مطهر"، صفحات اول آن را ورق مي زدم كه رسيدم به خاطره اي از شهيد بزرگوار "مرتضي پاليزواني" و آنجا بود كه متوجه شدم چرا طرحي كه اجرا شد، اينقدر اثرگذار بود و تمامي مربيان شركت كننده در آن، با عشق و علاقه خاصي از طرح و محتواي آموزشي آن، سخن مي گفتند. تأكيدات اين شهيد بزرگوار بر مطالعه آثار شهيدمطهري، بسياري از رزمنده ها را به مطالعه وا داشته و شايد تدريس انديشه هاي استاد مطهري در دانشگاه امام صادق عليه السلام و در پي آن، اشاعه اين طرح در برخي دانشگاه ها، حوزه ها، مدارس و نهادهاي دولتي، ناشي از سخنان اثرگذار شهيدمرتضي پاليزواني در جبهه هاي نبرد باشد. خلوص اين شهيد بزرگوار و احساس مسؤوليتي كه از خود نشان داد و نيز همتي كه دوست و همرزم اين شهيد، از خود نشان داد، منتج به گسترش روزافزون طرح مطالعاتي آثار شهيد مطهري شد.
آقاي دكتر هاشمي گلپايگاني در كتاب بينش مطهر، دو پيام شهادت و ولايت را در راه اندازي اين طرح، بسيار مهم دانسته است بدين معنا كه در كنار انگيزه اي كه شهيدپاليزواني در ايشان و ساير رزمندگان ايجاد كرده است، تأكيدات دو ولي فقيه يعني حضرت امام خميني و حضرت آيت الله خامنه اي بر مطالعه آثار شهيد مطهري همواره سرلوحه كارشان قرار داشته و خواهد داشت.
****علاقه مندان به راه اندازي طرح در دانشگاه، حوزه، مسجد، مدرسه و.... در سراسر كشور مي توانند با دبيرخانه بينش مطهر دانشگاه امام صادق عليه السلام، تماس بگيرند: ۸۸۳۷۲۷۲۱ ****
مزار دانشجو و معلم شهید مرتضی پالیزوانی

عكس هايي كه بالاي مزار شهيدپاليزواني قراردارد، نمايانگر آن است كه دو برادر ديگر اين شهيد بزرگوار، يكي قبل از انقلاب و ديگري در دوران دفاع مقدس به شهادت رسيده اند

وصيت نامه شهيد مرتضي پاليزواني:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود به آقا امام زمان وتنها نایبش حضرت امام خمینی روحی له الفداه و با درود به ارواح طیبه همه شهداي حق خصوصا استاد بزرگوار من و شما، استاد شهید مرتضی مطهری که اسلام را به ما آموخت، در دامن امام پرورش یافت و مارا در دامن آثارش پرورش داد.
وقتی نیست تا کامل تر بنویسم سعی بر اختصار است..
مطالبی که می نویسم از روی احساسات نیست از سربیداری فطرت خوابم است.
بهترین انسان ها درر زندگی شخصی ام پدر ومادر و همسرم بودند که متاسفانه بیشترین آزار را نسبت به آنها روا داشتم شاید باور نکنند اما بدانند همان موقعی که آنها را اذیت می کردم خصوصا پدر و همسرم، سخت ناراحت بودم اما نفسم مانع از ترک آن اعمال می شد.
هیچ همسری از همسرم وفادارتر ندیدم. او و فرزند یا دو فرزندم پاره های جگر من هستند
....................اگر محمد مایل بود راه پدرش را پی گیری کند از کتبم استفاده کند و بداند پدرش فقط و فقط برای خدا و تحت حکومت مطلق امام خمینی و با اطلاعات اسلامی که از استاد مطهری گرفته بود، شهید شد.
برادران، فامیل، دوستان، پدر، مادر، همسر جز به خدا نیندیشید. دنیا دار گذر است.
همسرم دوست داشتم بیشتر با تو سخن می گفتم اما نشد باید بروم احساس تنهایی نکن، خمینی پدر محمد است و خدا ولی همه. همه کسانی که به ناحق به آتها ستمی روا داشته ام مرا عفو کنند اگر روز قیامت توانستم تلافی می کنم.
اگر خواستید از من تقدیر کنید ازفکرم پیروی کنید و به زن و فرزندانم احترام بگذارید.
شاید چیزهایی را از قلم انداخته باشم، ببخشید
........همسرم می دانی چقدر به تو علاقه داشتم ولی اسلام از شما عزیزتر است. محمد عاشق تو بودم ولی افتخار کنکه پدرت حالا روح خدا خمینی است. راهم را ادامه بده. اگر فرزند بعدی پسر بود اسمش را مرتضی بگذارید و اگر دختر فاطمه یا زهرا.
........بچه های دانشجوی فلسفه راه فلسفی استاد رابروید ولاغیر.
10اردیبهشت 1365 مرتضی پالیزوانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در ادامه مطلب دو پيام شهادت و ولايت را از کتاب "بینش مطهر؛ چرایی و چیستی طرح مطالعاتی آثار شهید مطهری" نوشته آقاي دكتر هاشمي گلپايگاني آورده ام که اگرچه کمی طولانی است اما به نظرم بسیار اثرگذار خواهد بود. لذا به همه دوستانی که فرصت دارند توصیه می کنم ادامه مطلب را ببینید و بخوانید.
آن روز اگر نشد فدایت بشویم، تقدیر نبود خاک پایت بشویم
امروز بیا و مادری کن، بگذار، گریه کن فاطمیه هایت بشویم
ايام حزن و ماتم و اندوه فاطميه؛ شهادت جانسوزو جانگداز ام ابيها دختر نبوت، همسر ولايت، و مادر امامت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها را به ساحت مقدس امام زمان عجل الله تعالی و همه ارادتمندان به آستان مقدس اهل بيت عليهم السلام تسليت عرض مينمايم.
فاطمیه ی امسال به لطف خدا و عنایت شهدای مسجدجامع، بعد از سال ها دوری هیأت خانواده شهدا از مراسم سوگواری حضرت زهرا سلام الله علیها، شب شهادت حضرت، در مسجد جامع مجلس سوگواری خواهیم داشت. البته اولین مراسم سوگواری حضرت، در دهه ی اول در منزل پدربزرگم یعنی همان خانه ی باباعطا و عمواکبر، برگزار شد و مراسم مسجدجامع، دومین مجلس خواهد بود. امیدوارم که همه ی رزمنده های قدیمی مسجد، با حضور خود در این مجلس و با یاد دوستان شهیدشون، روضه ی مادر را هر چه باشکوهتر برپا کنند.

باباعطا و عمواکبر و همه ی شهدای مسجد هم حتما حتما مجلس ما رو گرم خواهید کرد! منتظریم
گفت : در می زنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟
این صدا، نه صدای طوفان است
مزن! این خانه ی مسلمان است
مادرم رفت پشت در، اما
گفت:آرام ما خدا داریم
ما کجا کار با شما داریم
و اگر روضه ای به پا داریم
پدرم رفته ما عزاداریم
پشت در سوخت بال و پر، اما
آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند
پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند
بازوی مادرم سپر،اما
بین آن کوچه چند بار افتاد
اشک از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد
تا نگاهش به ذوالفقار افتاد
گفت: یک روز یک نفر اما... شاعر: سیدحمیدرضا برقعی
لعن الله قاتیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انشاءالله امسال هم اگر توفیق بشه، قراره برنامه سفر به کرمانشاه و ارتفاعات بازی دراز رو داشته باشیم.
البته اگر آقای "بووووووق" مثل هر سال با حضور خانم ها در این اردو، مخالفت نکنند. راستش، هر سال که واسه ثبت نام، پیگیری می کنیم، با این پاسخ مواجه میشیم که: " آقای بووووووق مخالفه که خانم ها رو ببریم، ولی شما نگران نباشید، ما درستش می کنیم. شما نفراتتون رو اعلام کنید." خلاصه اون بنده های خدا دور از چشم اون آقای بزرگوار، چند روز زودتر میرن اونجا تا شرایط رو واسه یه شب اسکان خانم ها فراهم کنند و آقای بوووووق را مقابل عمل انجام شده قرار میدن.
خدا خیرشون بده
ایوب که خود کشتی رنج و غم دنیاست
در مرتبه ی صبر مثل بر همه لب هاست
با این همه حسن و مثل و شهره ی آفاق
شاگرد کلاس اول زینب کبراست

ميلاد عقيله بني هاشم حضرت زينب كبري سلام الله عليها مبارك. اگر به تقویم نگاهی انداخته باشید، خواهید دید که در سال ۹۱ دو بار میلاد حضرت زینب سلام الله قرار دارد.
درباره انتخاب اين نام زيبا براي حضرت زينب سلام الله عليها آمده است:
به هنگام تولد ايشان، پیامبراكرم صلي الله عليه و آله در مدینه نبودند و حضرت فاطمه(س) از اميرالمؤمنين علی علیه السلام خواستند که برای نوزاد تازه متولد شده نامی برگزینند، اما از آنجا که حضرت علی علیه السلام در هیچ کاری بر پیامبر صلي الله عليه و آله، سبقت نگرفته بودند، فرمود: «منتظر می مانیم تا رسول خدا بازگردند و برای دختر به دنیا آمده نامی انتخاب کنند.»
پیامبر به محض بازگشت از مدینه، به خانه دختر گراميشان رفتند، نوزاد را در آغوش گرفتند و آنگاه بر گوشش اذان گفتند و نام «زینب» بر او نهادند. « زینب »، مركب از دوکلمه «زین» و «أب» است و به فارسی «زینت پدر» معنی می دهد. و همچنین به معناي « درخت خوش بوی نیکومنظر » نیز مي باشد.
طبع مي خواهد كه وصف زينب كبري كند
ليك قطره كي تواند صحبت دريا كند
در شجاعت چون حسين و در صبوري چون حسن
در عبادت پيروي از مادرش زهرا كند
انشاءالله همه دخترها مايه زينت و افتخار باباهاشون باشند.
سلام باباعطا
سال نو مبارك. راستي شما هم سال نو داريد؟ زمان شما اونجا چه جوريه؟ شمسي! قمري! ميلادي! شاهنشاهي!!!!! اصلا زمان براتون معنا داره؟ در جايي خوندم كه "براي مؤمنان ، گذر زمان در برزخ ـ چون مجرد و غير مادي است ـ آسان و كوتاه است و روزها و سالهاي آن با اين عالم فرق دارد. برعكس، براي گناهكاران، گذر زمان بسيار طولاني و دردآور خواهد بود." بگذريم.....
به لطف خدا سفر خوبي داشتيم. اولين بار بود كه به يزد مي رفتم و البته براي چندمين بار به اصفهان، كاشان و شهر مقدس قم. جمع ۲۰ نفره مون، جمع بود و ...... نه. دلم نمياد بگم جاي تو و عمواكبر خالي. چون نام و ياد شما غالبا توي جمع هاي ما هست و حتما خودتون هم حواستون به ما بوده.
--------------------------------------------------------------------
اين سفر ده روزه با يك جمع خوب و صميمي و بامرام و معتقد و... فاميلي، بركات فراواني داشت. از خداي بزرگ مي خواهم همه ي جمع هاي فاميلي و دوستانه را براي همه مردم، حفظ كند زيرا اين جمع ها و به قول معروف، پاتوق ها، بركت و رحمت فراواني براي اون جمع به همراه داره اما متأسفانه روز به روز شاهد كمرنگ شدن اين صميميت ها در خانواده هاي ايراني مي باشيم.
در كنار آشنايي با آثار باستاني، تاريخي و مذهبي اين چند شهر، و بهره مندي از طبيعت زيباي ايران؛ افزايش بيش از پيش مهر و محبت و علاقه، ميان فاميل و آشنايي با روحيات و خلقيات همديگه، يكي از مهمترين بركات و دستاوردهاي اين سفر بود. يكي ديگه از زيبايي هاي سفرمون، اهتمام همه همسفران، به نماز اول وقت بود. تو جاده هاي بين شهری، هنگام ديدن آثار تاريخي، موقع خريد و....، به محض شنيدن صداي اذان، كوچيك و بزرگ سريع سراغ مسجد و نمازخانه مي رفتند.
هنگامي كه براي بازديد از باغ دولت آباد يزد رفته بوديم، يكي از عموها تعريف كرد كه سال ۶۰ دوره آموزشي نظامي براي اعزام به جبهه را در يزد بوده و ابتداي دوره، چندروزي در اين باغ مستقر بوده اند.
يكي ديگه از بركات اين سفر ده روزه، زيارت مزار شهداي گرانقدر شهر يزد بود.

براي اولين بار توفيق زيارت مزار شهيد محراب، آيت الله صدوقي نصيبم شد

همچنين موفق به زيارت قبور مطهر شهيد بزرگوار، محمد منتظرقائم فرمانده سپاه يزد و شهيد محمد پاك نژاد از شهداي هفتم تير شدم


آرامش خاصي در گلزار شهداي اين شهر حاكم بود و كلي انرژي گرفتم مخصوصا از زيارت شهيد منتظرقائم

البته توفيق زيارت شهداي اصفهان و شهيدان بزرگوار آيت الله اشرفي اصفهاني، حاج حسين خرازي و حاج احمد كاظمي نيز نصيبمان شد

-------------------------------------------------------------------
در هر صورت اين دومين سفر دسته جمعي و خاطره انگيز براي ما بود و خوبيها، زيبايي ها و بركاتش بسيار فراوان بود.

باباعطا عمواكبر
دعا كنيد جمعمون، مثل گذشته، محكم و باصفا باقي بمونه و همگي، مثل شما خوش عاقبت بشيم.
أللهم اجعلنا ممن تنتصر بهم لدينك و لاتستبدل بنا غيرنا
بر خلاف روندی که در سالهای قبل داشتم و لحظه تحویل سال، کنار مزار باباعطا بودم، امسال نمیشه برم بهشت زهرا (سلام الله). البته هر جا که باشم، به یادش هستم و امیدوارم باباعطا هم به یاد ما باشه و دعامون کنه. انشاءالله فردا صبح زود قراره با یه جمع خانوادگی و البته خیلی دوست داشتنی، بریم سفر. الان مشغول آماده کردن وسایل سفر هستیم و فرصت زیادی برای نوشتن ندارم. هر وقت مشغول آماده کردن وسایل سفر میشم، یاد اون سفر طولانی و سخت می افتم و از خودم می پرسم: واسه این سفر کوتاه و حداکثر چند روزه، این همه با دقت و وسواس زیاد توشه جمع می کنی، برای سفر آخرتت چیکار کردی؟؟؟؟ چقدر آماده ای؟
خوش به حال اونهایی که بار گناهانشون سبکه و اعمال صالحشون سنگین، و صاحب نفس مطمئنه و قلب سلیم هستند و با این حال به دیدار معبودشون میرن
چقدر سال ۹۰ سریع گذشت
چقدر برکت وقت و زمان، کم شده
یعنی میشه سال جدید، سال ظهور باشه؟
پیشاپیش سال جدید را به همه دوستان تبریک عرض می کنم و سالی سرشار از معنویت و برکت و رحمت و موفقیت آرزومندم.
بهار لحظه دیدار اوست در نوروز
بهار پرتو انوار اوست در نوروز
بهار ذکر تجلی پی فروشدن است
بهار کاشف اسرار اوست در نوروز
از دعای خیر فراموش نکنید ما را
خوب باباعطا!
مراسم ۲۸ سالگی شهادتت هم به خیر و خوبی تموم شد
جا داره از طرف خودم و باباعطا، از حضور همه ی بزرگواران تشکر و قدردانی کنم.
از اقوام، دوستان، همرزمان و همسنگران باباعطا، جانباز سرافراز، حاج موسی سلامت مدیروبلاگ عاشق همت و پرستار گرامی و همراهان محترمشون، خواهر عزیزم هستی مدیر وبلاگ آفتاب عالم تاب و مادر گرامیشون، برادر بزرگوار آقای ذهابی مدیر وبلاگ "مکتب القرآن شهرستان ملایر" که به اتفاق همسر و فرزندشون از راه دور قدم بر دیده ما گذاشتند و همه ی بزرگوارانی که اجازه ندارم نامشان را ببرم، بسیار بسیار سپاسگزارم. انشاءالله باباعطا واسه همتون جبران میکنه من که کاری جز دعا از دستم برنمیاد


باباعطا
لطفا برای همه ی اونهایی که خیلی دوست داشتند تو این مراسم شرکت کنند و هر کدوم به هر دلیلی موفق نشدند، یه دعای مخصوص کن
------------------------------------------------------------------------------------------------
نکته بسیار بسیار بسیار مهمی که لازمه تأکید کنم، شرکت پرشور و آگاهانه مردم در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامیست. همه واجدین شرایط، مکلفند در این انتخابات حضور داشته باشند در غیر اینصورت خیانت کرده اند به خون باباعطاها و عمواکبرها
انشاءالله روز جمعه ۱۲ اسفند با حضورمون در پای صندوقهای رأی باز هم خواب دشمن را پریشان می کنیم و با آرمانهای امام و شهدا، عهد و پیمانی دوباره می بندیم.

مقام معظم رهبری مدظله العالی:
این ملت، در آستانهى یك آزمایش بزرگ، یعنى انتخابات مجلس شوراى اسلامى است. جنجالهاى تبلیغاتىِ صهیونیستها و امریكاییها هم، اساساً، به همین خاطر است. هروقت فكر مىكنند كه خواهند توانست ملت را از یك اقدام اساسى باز بدارند، دریغ نمىكنند. مردم، از مدّتها پیش منتظرند كه در روز جمعه، به پاى صندوقهاى رأى بروند، و آنها، براى اینكه ذهنها را به جاى دیگرى متوجّه كنند، در رسانههاى مزدور خود، شعارهاى ضدّ ملت ایران و ضدّ نظام جمهورى اسلامى سر مىدهند. اما گوش ملت ما، به این حرفها بدهكار نیست ۱۶/۱۲/۷۴
سلام باباعطا
به سرعت یکسال دیگه هم گذشت و چند روز دیگه بیست و هشتمین سالگرد پروازته و من هم مثل هر سال در حال تهیه و تدارک ملزومات برای برگزاری مراسم هستم. امسال سعی کردم تعداد بیشتری از دوستان و آشنایان را دعوت کنم. برای اولین باره که بر و بچه های حفاظت دهه ی ۶۰ را به لیست مدعوین اضافه کردم. یکی از آرزوهام اینه که بتونم همه ی دوستانت را پیدا کنم و دور هم جمعشون کنم تا به یاد گذشته ها و دوستان شهیدشون، یک بار دیگه خاطراتشون را مرور کنند. امروز وقتی داشتیم کارهای مربوط به مراسم را انجام می دادیم، به مامان گفتم: من مطمئنم اگر باباعطا بود، حتما به دوستانش سر می زد و اونها رو به راحتی رها نمی کرد. مامان هم این حرف من رو تأیید کرد و گفت: درسته. باباعطا خیلی هوای رفقاش رو داشت و مردم دار بود.

باباعطا
درسته که الان داره خیلی بهت خوش میگذره و به قول قرآن روزی خور سفره الهی هستی، ولی قرار نیست که دیگه اصلا به ما که الان توی این مزرعه مشغول کشت و کار هستیم، نگاه نکنی. آخه تو که زمان حیات دنیوی اینقدر هوای دیگران رو داشتی و مامان میگه مردم دار بودی، الان که وضعت از اون موقع خیلی بهتره و دستت خیلی بازتره، دیگران ازت توقع بیشتری دارند من که دیگه جای خود دارم! این حدیث رو که حتما خودت شنیدی:
پیغمبر اکرم (ص) دربارهی ثواب مبارزین راه خدا فرمود: وقتی که مجاهد فیسبیلالله بر اثر تیر دشمن از اسب بر زمین افتد، هنوز پیکر پاکش نقش بر زمین نشده که خداوند متعال فرشتهای را به استقبال روحش میفرستد و او را به بهشت و نعمتها و کرامتهایی که برایش مهیا شده است بشارت میدهد. وقتی که پیکر پاکش نقش بر زمین شد فرشته الهی به او میگوید آفرین بر تو ای روح پاک که از بدن پاک خارج شدی، برای تو مقام و منزلتی است که هرگز چشمی آن را ندیده و گوشی آن را نشنیده و به قلب کسی خطور نکرده است. (خصال شیخصدوق، ص156، حدیث 196)
خداییش ببین چه جایگاه و مقامی داری!! بنابراین به قول شعرا:
ای که دستت می رسد کاری بکن
انشاءالله صبح جمعه با رفقا یه چند ساعتی خوان نعمت الهی را رها کنید و بیایید پیش ما زمینی ها و محفل ما رو منور کنید. منتظریم ها! قالِمون نگذاریدها!!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اما به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد باباعطا، خاطره ای زیبا از شهادت باباعطا و شهیدعلی حیدری که یکی از رزمنده های قدیمی مسجد جامع، روایت کرده، برای دوستانم در فضای مجازی آماده کردم. اگر فرصت دارید، ادامه مطلب را حتما ببینید

ضمنا برای آشنایی بیشتر با شهید بزرگوار علی حیدری اینجا را کلیک کنید
مردم فهیم و آگاه و قدرشناس کشورمان امسال هم مانند سالهای گذشته، راهپیمایی یوم الله ۲۲ بهمن را با شکوه و عظمت خاصی برگزار کردند. پیر و جوان، خرد و کلان از همه ی اقشار و گروه های جامعه آمده بودند و باز هم مثل همیشه خواب دشمنان بیچاره مان را آشفته کردند.
در ادامه مطلب، گزارش تصویری دختران باباعطا را از راهپیمایی امروز تهران، می توانید ملاحظه کنید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اما بعد....
امروز علاوه بر سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، مناسبت مهم دیگری برای دختران باباعطاست.
امروز تولد باباعطا هم هست. باباعطا ساعت ۵ بعدازظهر روز ۲۲ بهمن ۱۳۳۳ به دنیا اومده. ساعت دقیق تولد باباعطا را دیروز که با عموها و چندتا از بزرگترای فامیل دور هم بودیم، از خاله ی باباعطا پرسیدم. ماشاءالله حافظه ی خیلی خوبی داره. کلی از تولد باباعطا برام توضیح داد. گفت: خودم کامش رو با تربت امام حسین علیه السلام باز کردم.
دیشب عموها کلی از خاطرات سال ۵۷ تعریف کردند. از فعالیت های پدربزرگم، باباعطا و عمواکبر در دوران انقلاب گفتند. خیلی شب به یادماندنی شد. زیباتر از همه اینکه، ساعت ۹ همگی رفتیم پشت بام و دسته جمعی الله اکبر گفتیم و محله رو گذاشتیم رو سرمون! آخه خیلی وقت بود یه همچین شبی دور هم نبودیم و سالها بود که جدا جدا تو خونه های خودمون الله اکبر می گفتیم. خلاصه تکبیرهای دیشب خیلی چسبید و حسابی من رو به دوران کودکی و نوجوانی ام برد........

راستی یه خاطره شنیدم از باباعطا در مورد تولدش:
این سرود معروف که میگه ۲۲ بهمن روز از خود گذشتن روز آزادی ما.... را که حتما شنیدید؟
باباعطا این سرود را به نفع خودش تغیبر میداده و میخونده: ۲۲ بهمن روز تولد من روز آزادی ما.......!!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تولدت مبارک باباعطا ![]()
![]()
![]()
هر سال که تولدت میشه، مهمترین موضوعی که نظرم رو جلب میکنه اینه که هر چند سال هم که روز تولدت بیاد و بره، اصلا پیر نمیشی! و همین مسأله خیلی خوشحالم میکنه! جالبه ها، نه؟ بابای آدم همیشه جوون و خوش تیپ بمونه و هیچ وقت پیر نشه

